تبلیغات
هیئت زینب بنت الحیدر رضوانشهر صدوق

قالب وبلاگ


قالب وبلاگ
نظر سنجی
بنظر شما رسالت زینبی ما در این برهه از زمان چیست ؟







نویسندگان
امکانات
پیشگفتار

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
زینب كیست ؟
زینب فرزند كیست ؟
نام زینب را چه كسى براى او انتخاب كرد؟
جانشین زهرا(س ) كیست ؟
زینب چه كرد كه امام حسین (ع ) به احترام او از جا برخاست ؟
زینب چه كرد كه به این مقامات عالى رسید؟
وقتى زینب فرق شكافته پدرش را دید، چه حالى به او دست داد؟
زینب فراق مادرش را چگونه تحمل كرد؟
وقتى زینب لخته هاى جگر برادرش را در تشت دید، چه حالى به او دست داد؟
چرا زینب را مادر مصیبت ها خوانده اند؟
قهرمان كربلا كیست ؟
وقتى زینب بر فراز تل زینبیه ایستاده بود، چه دید؟
وقتى زینب سى هزار لشكر دشمن را در مقابل دید، چه احساسى داشت ؟
زینب چگونه تشنگى خود و كودكان را تحمل كرد؟
زینب چه احساسى داشت وقتى مى دید عزیزانش در برابر او كشته مى شوند؟
زینب در قتلگاه چه دید؟
زینب چگونه بدن پاره پاره برادر را شناخت ؟
زینب وقتى كنار بدن برادر آمد، چه دعایى كرد
زینب ، چگونه مصیبت از دست دادن جد، پدر، مادر، برادران ، و عزیزانش را تاب آورد؟
زینب چرا سیلى خورد؟
آن هنگام كه خیمه ها را به آتش مى كشیدند، زینب در چه حالى بود؟
زینب در اسارت چه مصایبى چه مصایبى را تحمل كرد؟
زینب چه احساسى داشت وقتى سر بریده برادر را بر بالاى نیزه دید؟
زینب در مجلس یزید چه صحنه هایى را مشاهده كرد؟
زینب در آن مجلس و بعد از آن چه خطبه هایى خواند كه كاخ ستم یزیدیان را بر سرشان خراب كرد؟
زینب چرا نماز شب خود را نشسته خواند؟
زینب در كجا و در چه شرایطى وفات یافت ؟
در این كتاب ، دویست از فضایل ، مصایب و كرامات صدیقه صغرى حضرت زینب كبرى (س ) بیان گردیده و در قسمت پایانى اشعار منتخب از شاعران اهل بیت عصمت و طهارت (ع ) نقل شده است .
امید است بتوانیم خود را به اوصاف و كمالات آن الگوى ایثار و فداكارى نزدیك كنیم و از خصایل و خصایص آن حضرت بهره وافر بر گیریم و بدانیم كه توسل با اخلاص به آن بانوى پاك و مصیبت دیده ، بدون پاداش و نتیجه نخواهد ماند.


فضایل و خصایص زینب كبرى (س )
تولد زینب و گریه پیامبر بر مصایب آن حضرت

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
زینب كبرى (س ) روز پنجم جمادى الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص ) رسید. رسول خدا (ص ) براى دیدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س ) آمد و به دختر خود فاطمه (س ) فرمود: ((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم )).
فاطمه (س ) نوزاد كوچكش را به سینه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پیامبر (ص ) فرزند دلبند زهراى عزیزش را در آغوش كشیده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ریختن كرد. فاطمه (ص ) ناگهان متوجه این صحنه شد و در حالى كه شدیدا ناراحت بود از پدر پرسید: پدرم ، چرا گریه مى كنى ؟! رسول خدا (ص ) فرمود: ((گریه ام به این علت است كه پس از مرگ من و تو، این دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصیبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).
در آن دقایقى كه آرام اشك مى ریخت و نواده عزیزش را مى بوسید، گاهى نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خیره خیره مى نگریست و در همین جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س ) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زینب و مصایب او بگرید ثواب گریستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسین گریه كند)).(1)


ولادت و پرورش زینب


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
درست ترین گفتار آن است كه سیدتنا زینب كبرى (س ) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنیا آمده ، و تربیت و پرورش ‍ آن دره یتیمه و مروارید گرانبها و بى مانند در كنار پیغمبر اكرم (ص ) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و از پستان زهراى مرضیه (س ) شیر وحى مكیده ، و از دست پسر عموى پیغمبر، امیرالمؤ منین (ع ) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكیزه ، و با سعادت و نیكبختى ، و پرورش یافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشیده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربیت و پرورش و تعلیم و آموختن و تهذیب و پاكیزه گردانیدن او قیام نموده و ایستادگى داشتند، و همین بس است كه مربى و مؤ دب و معلم او ایشان باشند.(2)


گریه جبرئیل بر مصایب زینب (س )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روایت شده است كه پس از ولادت حضرت زینب (س )، حسین (ع ) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص ) آمد و عرض كرد: ((خداوند به من خواهرى عطا كرده است )).
پیامبر(ص ) با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشك از دیده فرو ریخت . حسین (ع ) پرسید: ((براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟)).
پیامبر(ص ) فرمود: ((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشكار شود.))
تا اینكه روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى كه گریه مى كرد، رسول خدا (ص ) از علت گریه او پرسید، جبرئیل عرض ‍ كرد: ((این دختر (زینب ) از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش امام حسن (ع ) گردد و از این مصایب دردناك تر و افزون تر اینكه به مصایب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خمیده شود و موى سرش سفید گردد.))
پیامبر (ص ) گریان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زینب (س ) نهاد و گریه سختى كرد، زهرا (س ) از علت آن پرسید. پیامبر (ص ) بخشى از بلاها و مصایبى را كه بر زینب (س ) وارد مى شود، براى زهرا(س ) بیان كرد.
حضرت زهرا (س ) پرسید: ((اى پدر! پاداش كسى كه بر مصایب دخترم زینب (س ) گریه كند كیست ؟ پیامبر اكرم (ص ) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصایب حسن و حسین (ع ) گریه مى كند))(3)


بشارت تولد زینب و گریه على (ع )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
هر پدرى را كه بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گردید، جز على بن ابى طالب (ع ) كه ولادت هر یك از اولاد او سبب حزن او گردید.
در روایت است كه چون حضرت زینب متولد شد، امیرالمؤ منین (ع ) متوجه به حجره طاهره گردید، در آن وقت حسین (ع ) به استقبال پدر شتافت و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده .
امیرالمؤ منین (ع ) از شنیدن این سخن بى اختیار اشك از دیده هاى مبارك به رخسار همایونش جارى شد. چون حسین (ع ) این حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصیبت و سبب حزن و اندوه پدر گردید، دل مباركش ره درد آمد و اشك از دیده مباركش بر رخسارش جارى گشت و عرض كرد: ((بابا فدایت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گریه مى كنید، سبب چیست و این گریه بر كیست ؟))
على (ع ) حسینش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: ((نور دیده ! زود باشد كه سر این گریه آشكار و اثرش نمودار شود.))كه اشاره به واقعه كربلا مى كند. همین بشارت را سلمان به پیغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گردید.
چنان كه در بعض كتب است كه حضرت رسالت در مسجد تشریف داشت آن وقت سلمان شرفیاب خدمت گردید و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنیت گفت . آن حضرت بگریست و فرمود: ((اى سلمان جبرییل از جانب خداوند جلیل خبر آورد كه این مولود گرامى مصیبتش غیر معدود باشد تا به آلام كربلا مبتلا شود، الخ ))(4)


نامگذارى زینب از طرف خداوند

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
هنگامى كه زینب (س ) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س ) او را نزد پدرش امیرالمؤ منین (ع ) آورده و گفت : این نوزاد را نامگذارى كنید!
حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .
در این ایام حضرت رسول اكرم (ص ) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، امیرالمؤ منین على (ع ) به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد انتخاب كنید.
رسول خدا (ص ) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گیرم .
در این هنگام جبرئیل (ع ) فرود آمده و سلام خداوند را به پیامبر(ص ) ابلاغ كرده و گفت :
نام این نوزاد را ((زینب )) بگذارید! خداوند بزرگ این نام را براى او بر برگزیده است .
بعد مصایب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پیامبر اكرم (ص ) گریست و فرمود: هر كس بر این دختر بگرید، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.(5)


فرزند فاطمه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
علیا حضرت زینب ، نخستین دخترى است كه از فاطمه (س ) به دنیا آمده ، و او پس از امام حسن و امام حسین (ع ) بزرگترین فرزندان فاطمه (س ) بوده ، و نیز گفته اند: دلیل بر آن است كه راویان حدیث و بیان كنندگان اخبار در ایام اضطهار - یعنى روزگار غلبه و چیرگى ظلم و ستم ستمگران بر مؤ منین - هر گاه مى خواستند از امیرالمؤ منین على (ع ) روایتى نقل كنند مى گفتند: این روایت از ابى زینب است ، و اینكه امیرالمؤ منین (ع ) را به این كنیه مى نامیدند، براى آن است كه زینب كبرى (س ) پس از امام حسن و امام حسین - علیهماالسلام - بزرگترین فرزندان آن حضرت بوده ، و امیرالمؤ منین (ع ) نزد دشمنانش به این كنیه معروف نبوده است .(6)


تغذیه زینب از زبان پیامبر


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حضرت زینب (س ) مانند دو برادرش حسن و حسین (ع ) از زبان رسول الله (ص ) تغذى مى كرد.
همان طور كه در بسیارى از اخبار آمده است ، پیغمبر (ص ) زبان خود را در دهان حسنین مى گذاشت ، آنان با مكیدن زبان پیغمبر تغذیه مى شدند و از همین طریق گوشت و پوست بدنشان مى رویید و رشد مى كرد، در مورد حضرت زینب (س ) نیز همین عمل را انجام مى داد.
در جلد اول از كتاب خرایج راوندى (صفحه 94) معجزه یكصد و پنجاه و پنج (155) از حضرت صادق (ع ) چنین روایت كرده است :
امام صادق (ع ) فرمود: پیغمبر (ص ) پیوسته نزد فرزندان شیر خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذیه مى كرد و سپس به فاطمه (س ) مى فرمود به آنان شیر ندهید))(7)


لقب هاى حضرت زینب (س )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
الف ) زینب كبرى : این لقب براى مشخص شدن و تمییز دادن او از سایر خواهرانش (كه از دیگر زنان امیرمؤ منان به دنیا آمده بودند) بود.
ب )الصدیقة الصغرى : چون ((صدیقة ))لقب مبارك مادرش ، زهراى مرضیه (س ) است ، و از سویى شباهت هاى بى شمارى میان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زینب را ((صدیقه صغرى )) ملقب كردند.
ج ) عقیله / عقیله بنى هاشم / عقیله الطالبین :
((عقیله )) به معناى بانویى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ویژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.
د) دیگر لقب ها:
از دیگر لقب هاى حضرت زینب ، موثقه عارفه ، عالمه غیرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و كامله است .(8)


كنیه حضرت زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
كنیه آن علیا حضرت ((ام كلثوم )) است ، و این كه ایشان را ((زینب كبرى )) مى گویند، براى آن است كه فرق باشد بین او و بین كسى از خواهرانش كه به آن نام و كنیه نامیده شده است .
چنان كه ملقبه به ((صدیقه صغرى )) شده است ، براى فرق بین او و مادرش صدیقه كبرى فاطمه زهراصلوات الله علیهما.(9)
زینب عالمه بود
امام سجاد (ع ) خطاب به عقیله بنى هاشم ، زینب كبرى (س ) مى فرمایند:
((یا عمة انت بحمد الله عالمة غیر معلمة ، و فهمة غیر مفهمة )).
عمه جان ! تو عالمه اى هستى بدون اینكه معلم داشته باشى ، و فهمیده اى هستى بى آن كه كسى مطالب را به تو فهمانده باشد(10)
زینب محدثه بود
از سخنان فاضل دربندى (متوفى به سال 1286 هجرى ) و جز او از عالمان دیگر - رحمهم الله - ظاهر و هویدا است كه آن خاتون دو سرا حضرت زینب كبرى (س ) علم منایا و بلایا (مرگ ها و پیشامدهاى سخت ) را مى دانسته ، و فرمایش امام سجاد (ع ) به او:
((یا عمة انت بحمد الله عالمة غیر معلمة ، و فهمة غیر مفهمة ))؛ اى خواهر پدرم ! خداى را شكر و سپاس ، تو دانایى هستى كه كسى به تو نیاموخته ، و فهمیده و درك كننده اى هستى كه كسى به تو نفهمانده است .
دلیل و راهنما است به این كه زینب دختر امیرالمؤ منین (س ) محدثه بوده ، یعنى همه چیز (از جانب خداى تبارك و تعالى ) به او الهام مى شده و در دلش آشكار مى گشته است .
همچنین علم و دانش او از علوم لدنیة (علومى كه از استاد فرا نگرفته ، بلكه از جانب خداى عزوجل ) بوده است .(11)


عقیله بنى هاشم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در برخى روایات است كه او را مجلس علمى بود و زنان به قصد آموختن احكام دین نزد او مى رفتند. این صفات برجسته كه براى هیچ یك از زنان معاصر او فراهم نشده است ، زینب را از دیگران ممتاز ساخت ؛ چنان كه او را ((عقیله بنى هاشم )) مى گفتند و از وى حدیث فرا مى گرفتند.
ابن عباس از او حدیث كند و گوید: ((عقیله ما، زینب دختر على (ع ) حدیث كرد... و این لقب بر او ماند؛ چنان كه به عقیله معروف گشت و فرزندان وى را بنى عقیله گفتند.))(12)


فصاحت و بلاغت زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شیخ جعفر نقدى (ره ) مى نویسد:
((مى گویم : و این حذلم بن كثیر (راوى این خبر) از فصحاء و سخنوران و نیكو گفتاران عرب است كه كه از فصاحت و زبان آورى و نیكو گفتارى و از بلاغت و رسایى سخن و مطابق اقتضاى مقام و مناسب حال مخاطب سخن گفتن زینب تعجب نموده و به شگفت آمده ، و از براعت و برترى فضل و كمال و علم و دانش و شجاعت ادبیه و دلاورى پسندیده آن مخدره ، حیرت و سرگردانى او را فرا گرفته ، به طورى كه نتواسته او را (به كسى ) تشبیه و مانند نماید، مگر به پدرش سید و مهتر هر بلیغ و فصیحى . پس (از این رو) گفته : ((كانها تفرع عن لسان امیرالمؤ منین ))؛ یعنى گویا علیا حضرت زینب (س ) (سخنانش را در كوفه ) از زبان امیرالمؤ منین (ع ) قصد و آهنگ مى نمود، و هر كه درباره كربلا و در احوال و سرگذشت هاى حسین (ع ) كتابى نوشته ، این خطبه و سخنرانى را نقل نموده است . و حاحظ در كتاب خود ((البیان و التبیین )) آن را از خزیمة الاسدى روایت نموده كه خزیمه گفته : ((زنان كوفه را در آن روز دیدم به پا ایستاده (بركشته شدگان در كربلا) ندبه و زارى و شیون مى نمودند، در حالى كه گریبان ها (شان را) مى دریدند(13)


جود و سخاوت زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روزى میهمانى براى امیرالمؤ منین (ع ) رسید. آن حضرت به خانه آمده و فرمود: اى فاطمه ، آیا طعامى براى میهمان خدمت شما مى باشد؟ عرض كرد: فقط قرض نانى موجود است كه آن هم سهم دخترم زینب مى باشد. زینب (س ) بیدار بود، عرض كرد: اى مادر، نان مرا براى میهمان ببرید، من صبر مى كنم . طفلى كه در آن وقت ، كه چهار یا پنج سال بیشتر نداشته این جود و كرم او باشد، دیگر چگونه كسى مى تواند به عظمت آن بانوى عظمى پى ببرد؟ زنى كه هستى خود را در راه خدا بذل بنماید، و فرزندان از جان عزیزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق بنماید و از آنها بگذرد بایستى در نهایت جود بوده باشد.(14)


نبوغ و استعداد حضرت زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در تاریخ آمده كه روزى امیرمؤ منان (ع ) در میان دو فرزند خردسالش عباس و زینب نشسته بود كه رو به عباس نموده فرمود: ((قل واحد)) بگو یك .
عباس آن را گفت .
سپس فرمود: ((قل اثنان )) بگو دو.
عباس در پاسخ گفت : ((استحیى ان اقول باللسان الذى قلت واحد، اثنان ))؛ شرم دارم با زبانى كه یكى گفته ام ، دو بگویم .
آن گاه امیرمؤ منان (ع ) چشمان عباس (ع ) را بوسه زد؛ چرا كه كلام این فرزند خردسال اشاره به وحدانیت خداى تعالى و توحید او مى كرد.
سپس رو به زینب (س ) كرد، ولى زینب منتظر سؤ ال پدر نمانده ، خود سؤ الى مطرح كرد و گفت : پدر! ما را دوست دارى ؟
امیرمؤ منان (ع ) فرمود: آرى دخترم ، فرزندان پاره هاى قلب ما هستند.
زینب (س ) با این مقدمه ، وارد سؤ ال اصلى شد و پرسید: پدر! دو محبت - محبت خدا و محبت اولاد - در قلب مؤ من جا نمى گیرد. پس اگر باید دوست داشته باشى ، شفقت و مهربانى را نثار ما كن و محبت خالص را تقدیم خداوند.
على (ع ) كه این درك ، و شناخت و استعداد را در این دختر و پسر خردسالش مشاهده نمود، بر علاقه اش نسبت به آنان افزوده شد.)) زینب (س ) به دلیل همین نبوغ و استعداد و دیگر كمالاتى كه در وجودش بود، از احترام ویژه خانواده پدر برخوردار شد.(15)


فضایل حضرت زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
مرحوم علامه مامقانى (ره ) در مجلد سوم كتاب شریف ((تنقیح المقال )) درباره سیدتنا زینب الكبرى (س ) مى نویسد:
((درباره سیدتنا زینب الكبرى مى گویم : زینب و چیست زینب و چه چیز تو را دانا گردانید (و از كجا درك نموده و دریافتى ) كه (شرافت و بزرگى و فضیلت و برترى ) زینب چیست ؟ (پس به طور اختصاص آن هم یك از هزار هزار آن است كه ) زینب عقیله یعنى خاتون بزرگوار و گرامى فرزندان هاشم (ابن عبد مناف پدر جد رسول خدا) است ، و محققا صفات حمیدة و خوى هاى پسندیده را دارا بود كه پس از مادرش ، صدیقه كبرى (س ) كسى دارا نبوده است ، تا این كه حق و سزاوار است گفته شود: او است صدیقه صغرى ، زینب را در حجاب و پوشش و عفت و پاكدامنى (از دیگران ) زیادت و افزونى است (و آن این است ) كه تن او را در زمان پدرش (امیرالمؤ منین ) و دو برادرش (امام حسن و امام حسین ) كسى از مردان ندید تا روز ((طف )) (كربلا، و این كه زمین كربلا را طف مى نامند، براى آن است كه طف زمینى بلند و جانب و كنار را گویند، و زمین كربلا كنار فرات است ) و زینب (س ) در صبر و شیكبایى (از مصایب و اندوه هاى بزرگ ) و ثبات و پایدارى و قیام و ایستادگى (در آشكار ساختن حق و درستى ) و قوت و نیروى ایمان و گرویدن (به عقاید و احكام دین مقدس ‍ اسلام ) و تقوا و پرهیزكارى و اطاعت و فرمانبرى (از آنچه خداى تعالى فرموده ) وحیده و یگانه بود (كه پس از مادرش علیا حضرت فاطمه (س ) در دنیا چنین خاتونى كه داراى این صفات حمیده و خوى هاى پسندیده بى مانند باشد، سراغ ندارم ) و زینب (س ) در فصاحت و آشكارا سخن گفتن و زبان آورى و در بلاغت و رسایى سخن و سخن گفتن مطابق اقتضاى مقام و مناسب حال ، گویى از زبان (پدر بزرگوارش ) امیرالمؤ منین (ع ) قصد و آهنگ مى نمود، چنان كه پوشیده نیست بر كسى كه در خطبه و سخنرانى او (در مجلس ابن زیاد در كوفه ، و مجلس یزید در شام ) از روى تحقیق و درستى فكر نموده و بیندیشد، و اگر ما (علما و بیان كننده اصول و فروع دین مقدس اسلام ) بگوییم : زینب (س ) مانند امام (ع ) داراى مقام عصمت بوده (از گناه بازداشته شده و هیچ گونه گناهى نكرده با این كه قدرت و توانایى بر آن داشته و معنى عصمت نزد ما امامیه همین است ) كسى را نمى رسد كه (گفتار ما را) انكار كند و نپذیرد. اگر به احوال و سرگذشت هاى او در طف و كربلا و پس از كربلا (در كوفه و شام ) آشنا باشد، چگونه چنین نباشد؟ و اگر چنین نبود هر آینه امام حسین (ع ) مقدار و پاره اى از بار سنگین امامت و پیشوایى را روزگارى كه امام سجاد(ع ) بیمار بود بر او حمل و واگذار نمى نمود، و پاره اى از وصایا و سفارشهاى خود را به او وصیت نمى كرد و امام سجاد (ع ) او را در بیان احكام و آنچه كه از آثار و نشانه هاى ولایت و امامت است . نایبه به نیابت خاصه و جانشین خود نمى گرداند.(16)


مفسر قرآن

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
فاضل گرامى سید نورالدین جزایرى در كتاب خود ((خصایص ‍ الزینبیه )) چنین نقل مى كند:
((روزگارى كه امیرالمؤ منین (ع ) در كوفه بود، زینب (س ) در خانه اش مجلسى داشت كه براى زنها قرآن تفسیر و معنى آن را آشكار مى كرد. روزى ((كهیعص )) را تفسیر مى نمود كه ناگاه امیرالمؤ منین (ع ) به خانه او آمد و فرمود: اى نور و روشنى دو چشمانم ! شنیدم براى زن ها ((كهیعص )) را تفسیر مى نمایى ؟
زینب (س ) گفت : آرى . امیرالمؤ منین (ع ) فرمود: این رمز و نشانه اى است براى مصیبت و اندوهى كه به شما عترت و فرزندان رسول خدا(ص ) روى مى آورد. پس از آن مصایب و اندوه ها را شرح داد و آشكار ساخت . پس آن گاه زینب گریه كرد، گریه با صدا - صلوات الله علیها.(17)


پاكدامنى و حیاى زینب (س )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
یحیى مازنى روایت كرده است :
((مدتها در مدینه در خدمت حضرت على (ع ) به سر بردم و خانه ام نزدیك خانه زینب (س ) دختر امیرالمؤ منین (ع ) بود. به خدا سوگند هیچ گاه چشمم به او نیفتاده صدایى از او به گوشم نرسید. به هنگامى كه مى خواست به زیارت جد بزرگوارش رسول خدا (ص ) برود، شبانه از خانه بیرون مى رفت ، در حالى كه حسن (ع ) در سمت راست او و حسین (ع ) در سمت چپ او و امیرالمؤ منین (ع ) پیش رویش راه مى رفتند. هنگامى كه به قبر شریف رسول خدا (ص ) نزدیك مى شد، حضرت على (ع ) جلو مى رفت و نور چراغ را كم مى كرد. یك بار امام حسن (ع ) از پدر بزرگوارش درباره این كار سؤ ال كرد، حضرت فرمود: مى ترسم كسى به خواهرت زینب نگاه كند.))(18)


گفتن مسائل شرعى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شیخ صدوق ، محمد بن بابویه (ره ) مى گوید: حضرت زینب (س ) نیابت خاصى از طرف امام حسین (ع ) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه كرده از او مى پرسیدند، تا اینكه حضرت سجاد (ع ) بهبود یافت .
شیخ طبرسى (ره ) گوید: حضرت زینب (س ) روایات بسیارى را از قول مادرش حضرت زهرا (س ) روایت كرده است .
از عماد المحدثین روایت شده است كه : حضرت زینب (س ) از مادر و پدر و برادرانش و از ام سلمه و ام هانى و دیگر زنان روایت مى كرد و از جمله كسانى كه از او روایت كرده اند، ابن عباس و على بن الحسین (ع ) و عبدالله بن جعفر و فاطمه صغرى دختر امام حسین (ع ) و دیگرانند.
همچنین ابوالفرج گوید: زینب بانویى عقیله كه ابن عباس سخنان حضرت زهرا(س ) را در مورد فدك از قول او نقل كرده و مى گوید: عقیله ما، زینب دختر على (ع ) به من گفت .
از ظاهر فرمایش فاضل دربندى و دیگر عالمان چنین به دست مى آید كه حضرت زینب كبرى (س ) علم منایا و بلایا (خوابها و حوادث آینده ) را همچون بسیارى از یاران حضرت على (ع )، مانند میثم تمار و رشید هجرى و برخى دیگر مى دانسته و بلكه در ضمن اسرارى كه بیان كرده ، به طور قطع و مسلم آن حضرت را از مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم و دیگر زنان با فضیلت برتر دانسته است .
وى در ضمن فرمایش حضرت سجاد (ع ) كه به آن حضرت فرموده بود: ((اى عمه تو بحمدالله دانشمند بدون آموزگار و فهمیده بدون آموزنده هستى .))، گوید: این فرمایش خود دلیل و حجت بر آن است كه زینب دختر حضرت امیرالمؤ منین (ع ) محدثه بوده یعنى به او الهام مى شده است و عمل او از علم لدنى و آثار باطنى مى باشد.(19)


شجاعتى نظیر حسین (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شجاعت حسین (ع ) در خواهرش زینب (س ) هم بود؛ یا زینب (س ) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت ، كمى از حسین (ع ) ندارد قوت قلبش به بركت اتصالش به مبداء تعالى راستى محیرالعقول است .
شیخ شوشترى مى فرماید: اگر حسین (ع ) در صحنه كربلا یك میدان داشت ، مجلله زینب (س ) دو میدان نبرد داشت : میدان نبرد اولش ‍ مجلس ابن زیاد، و دومى مجلس یزید پلید.
اما تفاوت هایى كه از حیث ظهور دارد، نبرد حسین (ع ) با لباسى كه از پیغمبر به او رسیده بود، عمامه پیغمبر بر سر و جبه او به دوش ، نیزه به همراه و شمشیر به دستش سوار بر مركب رسول خدا (ص ) گردید با عزت و شهامت وارد نبرد مشركین گردید تا شهید شد.(20)


گذشتن از راحتى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
كسى كه پس از دستگاه سلطنتى ، دستگاه او است ، كمال وسایل موجود به بهترین وجهى برایش مهیا است ، غلامها و كنیزها و وسایل راحتى ، غرض زینب در چنین خانه اى زندگى مى كند كه هیچ كسرى ندارد ناگهان مى بیند حسین (ع ) مى خواهد حركت كند تمام خوشى ها و راحتى ها را رها مى كند و خود را در دریاى ناراحتى ها و ناملایمات مى افكند این ، چه زهدى است ؟ سبحان الله ! واقعا حیرت آور است . اگر جریان را نمى دانست ، مهم نبود، لیكن از همان شب 28 رجب كه به اتفاق برادرش با ترس و هراس ‍ از مدینه فرار كرده به سمت مكه حركت نمودند، براى آنچه جدش ‍ رسول خدا (ص ) و پدر و مادرش گزارش داده بودند از مصیبتها آماده شد.
خلاصه ، با علم به این معنى ، و یقین به این كه در بلاهاى سخت سخت مى رود،: براى مثل زینبى كه دختر سلطان حقیقى و ظاهرى و همسر عبدالله است برود در یك دستگاهى كه آخرش اسیرى است ، آواره بیابانها و زحمت مسافرتها گردد؟(21)


آینه تمام نماى مقام رسالت و امامت

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
محمد غالب شافعى ، یكى از نویسندگان مصرى گفته است :
((یكى از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهر، كه داراى روحى بزرگ و مقام تقوا و آیینه تمام نماى مقام رسالت و ولایت بوده ، حضرت سیده زینب ، دختر على بن ابى طالب - كرم الله وجهه - است كه به نحو كامل او را تربیت كرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود، به حدى كه در فصاحت و بلاغت یكى از آیات بزرگ الهى گردید و در حلم و كرم و بینایى و بصیرت در تدبیر كارها در میان خاندان بنى هاشم و بلكه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع كرده بود.
آنچه خوبان همگى داشتند، او به تنهایى دارا بود. شبها در حال عبادت بود و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزكارى معروف بود...))(22)


ایراد خطبه در كودكى


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از عجایب اینكه زینب (س ) در حدود شش سالگى ، خطبه غرا و طولانى مادرش حضرت زهرا (س ) را كه در مسجد النبى ، پیرامون فدك و رهبرى امام على (ع ) ایراد كرد، حفظ نموده بود، براى آیندگان روایت مى كرد، با اینكه آن خطبه هم مشروح و طولانى است و هم واژه ها و جمله هاى دشوار و پر معنى و بسیار در سطح بالا دارد و این از عجایب روزگار است و دیگران آن خطبه را از زینب (س ) نقل نموده اند.(23)


تلاوت قرآن

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روایت شده : كه روزى زینب (س ) آیات قرآن را تلاوت مى كرد، حضرت على (ع ) نزد او آمد، ضمن پرسشهایى ، با اشاره و كنایه ، گوشه هایى از مصایب زینب (س ) را كه در آینده رخ مى داده ، به آگاهى او رسانید.
زینب (س ) عرض كرد: ((من قبلا این حوادث را كه برایم رخ مى دهد، از مادرم شنیده بودم )).(24)


شباهت زینب (س ) به خدیجه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
جالب اینكه شباهت حضرت زینب (س ) به حضرت خدیجه (س ) از امیرمؤ منان على (ع ) نیز نقل شده است ، چنان كه در روایت آمده است :
وقتى كه اشعث بن قیس از حضرت زینب (س ) خواستگارى كرد، حضرت على (ع ) بسیار دگرگون و خشمگین شد، و با تندى به اشعث فرمود:
((این جراءت را از كجا پیدا كرده اى كه زینب (س ) را از من خواستگارى مى كنى ؟! زینب (س ) شبیه خدیجه (س )، پروریده دامان عصمت است ، شیر از دامان عصمت خورده ، تو لیاقت همتایى از او را ندارى ، سوگند به خداوندى كه جان على در دست او است ، اگر بار دیگر این موضوع را تكرار كنى ، با شمشیر جوابت را مى دهم ، تو كجا كه با یادگار حضرت زهرا (س ) همسر و همسخن شوى ؟!))(25)
همچنین از پاره اى روایت فهمیده مى شود كه به خاطر شباهتى كه حضرت زینب (س ) به خاله پیامبر (ص ) به نام ام كلثوم داشت ، پیامبر(ص ) كنیه او را ((ام كلثوم )) گذاشت .(26)


شباهت زینب (س ) به پدر بزرگوار خود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
مرحوم سید نورالدین جزایرى (ره ) در مورد شباهت حضرت زینب (س ) به پدر بزرگوار خود چنین نوشته است :
غالبا كلیه پسر شباهت به پدر، و دختر شباهت به مادر پیدا مى كند، به جز حضرت فاطمه زهرا(س ): ((كانت مشیتها مشیة ابیها رسول الله و منطقها كمنطقه )). و نیز حضرت زینب (س ) كه ((منطقها كمنطق ابیها امیرالمؤ منین علیه السلام )) بود.(27)


زهد زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
زینب كبرى (س ) اعلا درجه رضا و تسلیم را دارا و حایز بود. زنى كه شوهرش بحرالجود، عبدالله بن جعفر، بود و خانه اش بعد از منزل خلفا و ملوك در درجه اول عظمت بود و ارباب حوایج همواره در آن بیت الشرف تجمع داشته و براى خدمت ، كمر بسته ، آماده و فرمانبردار بودند - با این حال براى كسب رضاى خدا از همه آنها صرف نظر كرد و از مال و جاه و جلال دنیوى به كلى چشم پوشید. حتى از شوهر (البته ، با رضاى او) و نیز از اولاد و خدم و حشم چشم پوشید و به كمك برادرش امام حسین (ع ) شتافت تا دین خدا را نصرت كند و براى جلب رضایت حق ، تن به اسارت داد، تا آن كه به مقامات عالیه نایل گردید.(28)


نسبت مردانگى به حضرت زینب (س )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روایت شیخ بزرگوار صدوق را در كتاب ((اكمال الدین )) و شیخ طوسى را در كتاب ((غیبت )) مورد مطالعه قرار دهید! این دو تن به صورت مسند از احمد بن ابراهیم روایت مى كنند كه گفت :
((در سال 282 بر حكیمه دختر حضرت جواد الائمه امام محمد تقى (ع ) وارد شدم و از پس پرده با او صحبت كرده از دین و آیین او پرسیدم و او نام امام خود را برده گفت : فلانى پسر حسن . به او عرض كردم : فدایت شوم ، آیا آن حضرت را به چشم خود دیده اید یا اینكه از روى اخبار و آثار مى گویید؟ گفت :
از روى روایتى كه از حضرت عسكرى (ع ) به مادرش نوشته شده است . گفتم : آن مولود كجاست ؟ گفت : پنهان است . گفتم : پس شیعه چه كنند و نزد چه كسى مشكلات خویش را بازگو نمایند؟ گفت : به جده ، مادر حضرت عسكرى . گفتم : آیا به كسى اقتدا كنم كه زنى وصایت او را بر عهده دارد؟ گفت : به حسین بن على (ع ) اقتدا كن كه در ظاهر به خواهرش زینب (س ) وصیت كرد و هر گونه دانشى كه از حضرت سجاد (ع ) بروز مى كرد، به حضرت زینب (س ) نسبت داده مى شد تا بدین گونه جان حضرت سجاد (ع ) محفوظ بماند...(29)


زینب ، چشمه علم لدنى


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در مقام علم و یقین ، چنان كه علم امام لدنى است ، نه كتابى و تحصیلى رشته علمى كه خداى عالم به قلب خاتم الانبیاء و دودمانش انداخت كه در قرآن مى فرماید: ((از نزد خود به او علم دادیم )) به على (ع ) و حسن و حسین داد به زینب هم عنایت فرمود.
مجلله زینب (س ) از همان ابتدایى كه خداوند او را آفرید، روح لطیفش را چشمه علمى از همان علم لدنى قرار داد. اینها كوچك و بزرگ ندارند.(30)


آرامش كنار برادر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
محبت و علاقه زینب (س ) از همان دوران كودكى ، به امام حسین (ع ) به قدرى سرشار بود، كه نمى توان آن را وصف كرد. او همواره مى خواست در كنار برادرش حسین (ع ) باشد و رخسار زیباى حسین (ع ) را بنگرد، با او انس و الفت داشته باشد. این محبت عجیب و سرشار از مهر و خلوص ، موجب تعجب حضرت زهرا (س ) شد، راز آن را نمى دانست ، تا آنكه روزى این موضوع را با پدرش در میان گذاشت و پرسید: ((پدرجان ! از محبتى كه میان زینب (س ) و حسین (ع ) است ، شگفت زده شده ام ، به طورى كه زینب (س ) لحظه اى بدون دیدار حسین (ع ) قرار ندارد، اگر ساعتى بوى حسین (ع ) را استشمام نكند جانش به لب مى رسد.)) پیامبر (ص ) با شنیدن این سخن ، دگرگون شد و اشك از چشمانش ‍ سرازیر گشت و آهى از سینه پرسوزش بر كشید و خطاب به دخترش زهرا(س ) فرمود: ((اى نور چشمم ! این دختر همراه حسین (ع ) به كربلا مى رود، در رنجها و سختیهاى مصایب حسین (ع ) شریك خواهد بود.))(31)


درجه محبت زینب به حسین (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
به نوشته بعضى مورخان ، درجه محبت زینب (س ) به امام حسین (ع ) به گونه اى بود كه هر روز چند بار به دیدار حسین (ع ) مى پرداخت ، سپس نماز مى خواند. در روز عاشورا دو نوجوانش ‍ محمد و عون را نزد حسین (ع ) آورد و عرض كرد: ((جدم ابراهیم خلیل (ع ) از درگاه خدا قربانى را قبول فرمود، تو نیز این قربانى را از من بپذیر، اگر چنین نبود كه جهاد و جنگ براى زنان روا نیست ، در هر لحظه هزار جان فداى جانان مى كردم ، هر ساعت هزار شهادت را مى طلبیدم .(32)


نگاه به حسین (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
علامه جزایرى در كتاب ((الخصائص الزینبیه )) مى نویسد:
وقتى كه حضرت زینب (س ) شیر خواه و در گهواره بود، هر گاه برادرش حسین (ع ) از نظر او غایب مى شد، گریه مى كرد و بى قرارى مى نمود. هنگامى كه دیده اش به جمال دل آراى حسین (ع ) مى افتاد، خوشحال و خندان مى شد. وقتى كه بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه ،
نخست به چهره حسین (ع ) نگاه مى كرد و بعد نماز مى خواند(33)


عبادت زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
علامه شیخ شریف جواهرى در كتاب ((مثیرالاحزان )) آورده كه فاطمه دختر امام حسین (ع ) گوید: عمه زینب (س ) در آن شب (شب دهم محرم ) در محراب عبادتش ایستاده دعا مى خواند و به خدا استغاثه مى كرد، آن شد دیدگان هیچ یك از ما به خواب نرفت و آه و ناله اش فرو ننشست .(34)


علاقه به نماز شب

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حضرت زینب (س ) در عبادت نسخه مادر خود حضرت زهرا (س ) بود و در تمام شبها تهجد و و تلاوت قرآن را به جا مى آورد.
و بعضى از صاحبان فضل گفته اند حضرت زینب (س ) براى رضاى خدا در تمام تهجد و عبادت شب را ترك نكرد حتى شب یازدهم از ماه محرم .
همچنین از امام زین العابدین (ع ) نقل شده كه دیدم در همان شب یازدهم محرم نماز را نشسته مى خواند.(35)


نماز شب در شب عاشورا

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از فاطمه صغرى ، دختر امام حسین (ع ) روایت شده كه مى فرمود:
((اما عمتى زینب فانها لم تزل قائمة فى تلك اللیلة ، اى العاشرة من المحرم فى محرابها))؛ عمه ام زینب در شب دهم محرم تا به صبح در محراب عبادتش به نماز ایستاده بود.(36)


نماز نشسته

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
برخى از پژوهشگران روایت كرده اند كه حضرت زین العابدین (ع ) فرمود: ((عمه ام زینب در تمام طول مسافرت از كوفه به شام نمازهاى واجب و نوافلش را ایستاده مى خواند و در یكى از منازل ، دیدم نشسته مى خواند، علت این كار را پرسیدم . پاسخ داد: به خاطر شدت گرسنگى و ضعف ، سه شبانه روز است كه دیگر نمى توانم ایستاده نماز بخوانم (زیرا حضرت غذاى خود را بین كودكان تقسیم مى كرد) به خاطر اینكه دشمن به هر كدام از ما، در شبانه روز فقط یك قرص نان مى داد.))
هر گاه انسان به دقت به حالات آن حضرت نگاه كند و توجه و انقطاع او را به خداوند متعال ببیند، در عصمت آن حضرت تردیدى به خود راه نمى دهد و یقین مى كند كه آن حضرت از همان زنان پارسایى است كه تمام حركات و سكنات خود را وقف خداوند متعال نموده اند و از همین رهگذر به جایگاه رفیع و درجات بلندى كه از درجات پیامبران و اوصیا حكایت مى كند، رسیده است .(37)


التماس دعا از زینب (س )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حضرت امام حسین (ع ) در آخرین وداع خود با خواهرش زینب (س ) فرمود: ((خواهرم ! هنگام نماز شب ، مرا فراموش ‍ نكن )).(38)


ارشاد كوفیان در زمان حیات على (ع )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در طراز المذهب از بحر المصائب روایت مى كند:
پس از آنكه امیرالمؤ منین (ع ) به شهر كوفه آمد و آنجا را محل حكمرانى خود قرار داد، اندك اندك مردم آن شهر از فضل و كمال علمى و عرفانى زینب باخبر شدند. از این رو، زنان توسط مردان خود، به امیرالمؤ منین (ع ) پیام فرستادند: ((شنیده ایم حضرت زینب (س ) محدثه ، عالمه و دومین فاطمه است كه مانند مادرش ‍ فاطمه و از همه جهانیان برتر است . اگر شما اجازه فرمایید فردا كه عید است در جشن ما شركت نماید از سخنانش بهره مند گردیم )).
امیرالمؤ منین (ع ) با درخواست مردم كوفه موافقت فرمود. فرداى آن روز زینب (س ) در جشن بانوان كوفه شركت كرد و تنها سخنران آن جلسه بود كه با استقبال شگفت انگیزى از سوى زنان و شركت كنندگان روبه رو شد.


پاسخ به مسائل دینى


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از شیخ صدوق محمد بن بابویه روایت شده كه زینب (س ) نایب خاص امام حسین (ع ) بود و مردم نیز در رابطه با مسائل حلال و حرام به آن حضرت مراجعه مى كردند تا زمانى كه امام زین العابدین (ع ) از بیمارى شفا یافت .(39)


سفارش پیامبر درباره زینب (س )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
بعد از تولد زینب (س ) پیامبر (ص ) فرمود تا نوزاد را به نزدش ‍ بیاورند. آن گاه او را بوسید و در آغوش گرفت و نام او را زینب (س ) گذاشت و سپس فرمود: به شما سفارش مى كنم ، و این سفارش مرا حاضران به غایبان برسانند ((این دختر را احترام كنند كه همانند خدیجه كبرى (س ) است ))(40)


تجلیل على (ع ) از زینب


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
زینب (س ) در مدت عمرش هفت بار مسافرت كرد. فقط سفر اول راحت و در كمال خوشى بود و آن وقتى بود كه امیرالمؤ منین (ع ) از مدینه به قصد كوفه حركت فرمود: زینب هم در ركاب پدرش ‍ بود.
على (ع ) هم خیلى رعایت حال زینب (س ) را مى كرد و از او تجلیل مى فرمود، نه از جهت اینكه كه دخترش هست ، بلكه به اعتبار روحانیت و معنویت او بود، مانند احترامى كه پیغمبر (ص ) به زهرا (س ) مى كرد.(41)


سه وظیفه زینب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از ویژگى هاى زینب (س ) در این انقلاب تاریخى و عظیم ، سه وظیفه مهم او است كه با موفقیت كامل به پایان رساند. پس از شهادت امام حسین (ع ) زینب (س ) مى دید بزرگترین وظیفه و مسئولیتش سه چیز است :
نخست ، از حجت خدا و امام وقت ، حضرت سجاد (ع ) حمایت كند و وى را از گزند دشمن حفظ نماید.
دوم ، پیام شهیدان را به همه جا برساند و راه آنها را دنبال كند؛ (كه این مساءله از همه مهمتر بود).
سوم ، طبق وصیت برادرش از خانواده هاى شهیدان و از كودكانى كه پدران آنها به شهادت رسیده اند، سرپرستى كرده و روحیه آنها را در سطحى عالى نگاه دارد(42)


علاقه به امام حسین (ع )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
محبت و دوستى زینب كبرى (س ) به امام حسین (ع ) آن چنان بود كه خواهرانش این گونه نبودند. گفته اند: این محبت و دوستى زینب (س ) از ایام و روزگار طفولیت و كودكى وى بوده ، به طورى كه آرام نمى گرفت ، مگر در پهلوى امام حسین (ع ) و علیا حضرت فاطمه (س ) رسول خدا (ص ) را از آن آگاه ساخت . رسول خدا (ص ) گریه كرد و فاطمه (س ) را از مصایب و اندوه ها و گرفتارى زینب (س ) آگاه نمود.(43)

****
برگرفته از سایت غدیر ***

1
- خطابه زینب كبرى (س ) پشتوانه انقالب امام حسین (ع ) صفحات 55 - 57 اثر دانشمند محترم محمد مقیمى از انتشارات سعدى ، به نقل از طراز المذهب ، ص 32 و 22.
2- زینب كبرى ، ص 139.
3- الخصائص الزینبیه ، ص 155 ناسخ التواریخ زینب (س ) ص 47
4-(ع ) ناسخ التواریخ حضرت زینب كبرى (س )، ج 1، ص 45 و 46.
5- فاطمه زهرا (س ) دل پیامبر، ص 854
6- زینب كبرى ، ص 137 و 138
7-2- پیام آور كربلا، ص 17
8- ره توشه راهیان نور، ص 258.
9-زینب كبرى ، ص 137.
10-بحاالانوار، ج 45 ص 64.
11-2- زینب كبرى ، ص 143.
12-شیرزن كربلا، ص 40
13-زینب كبرى ، ص 153
14-2- ریاحین الشریعة ، ج 3 ص 64
15-ره توشه راهیان نور، ص 260
16-زینب كبرى ، ص 144 و 145.
17-زینب كبرى ، ص 144.
18-فاطمه زهرا(س ) شادمانى دل پیامبر، ص ‍ 862.
19-فاطمه زهرا(س ) شادمانى دل پیامبر، ص ‍ 862
20-زندگانى فاطمه زهرا و زینب ، ص 36.
21-زندگانى فاطمه زهرا و زینب ، ص 25
22-2- نگاهى كوتاه به زندگانى حضرت زینب كبرى ، ص 33 و 34.
23-منتخب التواریخ ، ص 93؛ سفینة البحار، ج 1 ص 558.
24-2- ریاحین الشریعه ، ج 3، ص 50.
25-1- الخصائص الزینبیه ص 260
26-2- مراقد اهل بیت در شام از سید احمد فهرى ، ص 68.
27-3- الخصائص الزینبیه ص 210
28-ریاحین الشریعه ، ج 3، ص 63.
29-تنقیح المقال ، ج 3 ص 79.
30-2- زندگانى فاطمه زهرا و زینب ، ص 12
31-ریاحین الشریعة ج 3 ص 41
32-2- ناسخ التواریخ حضرت زینب (س ) ص ‍ 74.
33-الخصائص الزینبیه ص 336.
34-2- فاطمه زهرا(س ) شادمانى دل پیامبر ص ‍ 862
35-سیماى حضرت زینب ، ص 76.
36-2- همان منبع ، ص 85.
37-1- زینب كبرى ،نقدى ص 62 و 63.
38-2- سیماى حضرت زینب ، ص 89.
39-سیماى حضرت زینب ، ص 69
40-2- حضرت زینب (س ) پیام رسان شهیدان كربلاص 8
41-3- زندگانى فاطمه زهرا و زینب ، ص 14.
42-حضرت زینب پیام رسان شهیدان كربلا ص ‍ 28 و 29.
43-زینب كبرى ، ص 193

.: پایگاه رسمی هیئت زینب بنت الحیدر رضوانشهر صدوق :.
درباره وبلاگ


راه های ارتباط با هیئت
================
ایمیل:zeinabioon@yahoo.com
تلفن تماس:09139699823
================

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب